خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او با تصاویر شاعرانه مانند خون چکیدن از زخمها، جوشش دریا از چشم جراحت، و زخمهای عشق در گلزار دوستی، احساسات خود را بیان میکند. تنش پر از زخم است و هرگاه نامش را میفشارند، خون میچکد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، برخی تصاویر مانند خون چکیدن و زخمها ممکن است برای مخاطبان جوان تر نامناسب باشد.
شماره ۸۹ - خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
خون شکایتم ز لب زخم چون چکد
ز آنجا که تیغ او نرسیدست خون چکد ۱
نازم به سعی شوق که بی دست کوهکن
از تیشه زخم در جگر بیستون چکد ۲
در جوشم آن چنان که ز چشم جراحتم
دریا به نیم قطره رسد تا برون چکد ۳
در رزمگاه عشق که گلزار دوستیست
بر عقل زخم آید و خون از جنون چکد ۴
لبریز زخم اوست فصیحی تنم چو گل
چندان که نامم ار بفشارند خون چکد ۵
ز آنجا که تیغ او نرسیدست خون چکد ۱
نازم به سعی شوق که بی دست کوهکن
از تیشه زخم در جگر بیستون چکد ۲
در جوشم آن چنان که ز چشم جراحتم
دریا به نیم قطره رسد تا برون چکد ۳
در رزمگاه عشق که گلزار دوستیست
بر عقل زخم آید و خون از جنون چکد ۴
لبریز زخم اوست فصیحی تنم چو گل
چندان که نامم ار بفشارند خون چکد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۸ - هر شبم داغی چنان در گلخن تن بشکفد
گوهر بعدی:شماره ۹۰ - جان بیرخ تو درد دل غمزده داند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.