خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از درد عشق و جدایی سخن میگوید. شاعر از غم و زخمهای عاطفی خود میگوید و از آسمان و طبیعت برای التیام این دردها کمک میخواهد. همچنین، او از زیباییها و ناهماهنگیهای زندگی و عشق سخن میگوید و از شوق و اشتیاقی که همچنان در دل دارد یاد میکند.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۷۱ - غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
غمش به تازه ندانم چه مدعا دارد
که فکر مرهم بهبود زخم ما دارد ۱
چکیده دل دردست آسمان در کین
به زخم ما چو رسد شربت دوا دارد ۲
کدام صورت زشت اندرین بهشت آمد
که باز آینهام شکوه از صفا دارد ۳
بسوخت بلبل و خاکسترش ز شوق هنوز
به بوی گل سرآمیزش صبا دارد ۴
گسسته تار فصیحی ز هجر ناخن غم
نهفته زیر لب شوق صد نوا دارد ۵
که فکر مرهم بهبود زخم ما دارد ۱
چکیده دل دردست آسمان در کین
به زخم ما چو رسد شربت دوا دارد ۲
کدام صورت زشت اندرین بهشت آمد
که باز آینهام شکوه از صفا دارد ۳
بسوخت بلبل و خاکسترش ز شوق هنوز
به بوی گل سرآمیزش صبا دارد ۴
گسسته تار فصیحی ز هجر ناخن غم
نهفته زیر لب شوق صد نوا دارد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۰ - از روز سیاهم شب هجران گله دارد
گوهر بعدی:شماره ۷۲ - بر خرمنم طلیعه برقی گذار کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.