خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد عشق و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. شاعر از زخمهای عشق، اسارت در دام محبت، و یادآوری خاطرات تلخ و شیرین مینالد. همچنین، به مرگ و ماتم نیز اشاره شده است.
محتوا شامل مضامین عمیق عاشقانه، غم و اندوه، و اشاره به مرگ است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامناسب یا سنگین باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۶۸ - مگر بازم دل از زخم جفایی شاد میگردد
مگر بازم دل از زخم جفایی شاد میگردد
که مرگم گرد جان بهر مبارک باد میگردد ۱
به فتراک محبت من همان صید گرفتارم
که بسمل گشته و گرد سر صیاد میگردد ۲
به جای باده خون در ساغرست امروز خسرورا
همانا یاد شیرین در دل فرهاد میگردد ۳
فصیحی زار مینالد مگر جان میدهد از غم
که امشب ماتمی بر گرد این فریاد میگردد ۴
که مرگم گرد جان بهر مبارک باد میگردد ۱
به فتراک محبت من همان صید گرفتارم
که بسمل گشته و گرد سر صیاد میگردد ۲
به جای باده خون در ساغرست امروز خسرورا
همانا یاد شیرین در دل فرهاد میگردد ۳
فصیحی زار مینالد مگر جان میدهد از غم
که امشب ماتمی بر گرد این فریاد میگردد ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷ - چنان که باغ در آغوش گل نمیگنجد
گوهر بعدی:شماره ۶۹ - سر آشفته بختم تا به کی بر خویشتن خندد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.