خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر با استفاده از تصاویر طبیعی مانند باغ، گل، غنچه، و عندلیب، به بیان احساسات عمیق و عاشقانه میپردازد. شاعر از ناتوانی در گنجاندن عشق و شور درونی در قالبهای محدود سخن میگوید و از رنجها و ناکامیهای عاشقانه نیز یاد میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از ابیات حاوی مضامین غمگین و رنجآلود هستند که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۶۷ - چنان که باغ در آغوش گل نمیگنجد
چنان که باغ در آغوش گل نمیگنجد
شکیب در دل مدهوش گل نمی گنجد ۱
نخست نام دهانت شنید غنچه مگر
که هیچ زمزمه در گوش گل نمیگنجد ۲
شهید تیغ ستم شو که زیر نعش هزار
ز بس هجوم ملک دوش گل نمیگنجد ۳
به عندلیب بگویید کاین فغان تا چند
درین چمن لب خاموش گل نمیگنجد ۴
نصیب این دل ریش است نیش خار ارنه
صبا درین چمن از جوش گل نمیگنجد ۵
به محملی که خموشی هزار دستانست
لب سرود فراموش گل نمیگنجد ۶
مرو به باغ فصیحی که این دلی که تراست
ز نیش خار درو جوش گل نمیگنجد ۷
شکیب در دل مدهوش گل نمی گنجد ۱
نخست نام دهانت شنید غنچه مگر
که هیچ زمزمه در گوش گل نمیگنجد ۲
شهید تیغ ستم شو که زیر نعش هزار
ز بس هجوم ملک دوش گل نمیگنجد ۳
به عندلیب بگویید کاین فغان تا چند
درین چمن لب خاموش گل نمیگنجد ۴
نصیب این دل ریش است نیش خار ارنه
صبا درین چمن از جوش گل نمیگنجد ۵
به محملی که خموشی هزار دستانست
لب سرود فراموش گل نمیگنجد ۶
مرو به باغ فصیحی که این دلی که تراست
ز نیش خار درو جوش گل نمیگنجد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶ - غم عشقت به عالم در نگنجد
گوهر بعدی:شماره ۶۸ - مگر بازم دل از زخم جفایی شاد میگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.