خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر به موضوعاتی مانند عشق، رنج، شهادت، و حیرت میپردازد. شاعر از خون شهیدان، دردهای درونی، و حالات عاشقانه سخن میگوید و با تصاویری مانند اشک، خاکستر، و اخگر احساسات عمیق خود را بیان میکند.
محتوا شامل مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است و برخی تصاویر مانند خون و شهادت ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد. همچنین، درک کامل شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و احساسی دارد.
شماره ۶۵ - هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
دوزخ شود اگر همه در کوثر اوفتد ۱
آه این شهید کیست که خونش زمان زمان
خیزد ز خاک و در قدم خنجر اوفتد ۲
مستم چنان ز باده حیرت که میسزد
کز دست داغهای جگر ساغر اوفتد ۳
بنشینم و چو ماتمیان نوحه سر کنم
هر جا رهم به توده خاکستر اوفتد ۴
ای سیل اشک موجه رحمی که بی کسم
این کهنهدیر بو که مرا بر سر اوفتد ۵
آن نامهام که چشمه خون جگر شود
هر سایه کز کبوتر نامهبر اوفتد ۶
گر بند دشمن است ز آزادگی به است
فیروز بخت مهره که در شش در اوفتد ۷
عشق آید ار به میکده ما زنیم جام
چون شعله مست گردد و چون اخگر اوفتد ۸
دل در تن فسرده فصیحی بیفسرد
چون اخگری که بر سر خاکستر اوفتد ۹
دوزخ شود اگر همه در کوثر اوفتد ۱
آه این شهید کیست که خونش زمان زمان
خیزد ز خاک و در قدم خنجر اوفتد ۲
مستم چنان ز باده حیرت که میسزد
کز دست داغهای جگر ساغر اوفتد ۳
بنشینم و چو ماتمیان نوحه سر کنم
هر جا رهم به توده خاکستر اوفتد ۴
ای سیل اشک موجه رحمی که بی کسم
این کهنهدیر بو که مرا بر سر اوفتد ۵
آن نامهام که چشمه خون جگر شود
هر سایه کز کبوتر نامهبر اوفتد ۶
گر بند دشمن است ز آزادگی به است
فیروز بخت مهره که در شش در اوفتد ۷
عشق آید ار به میکده ما زنیم جام
چون شعله مست گردد و چون اخگر اوفتد ۸
دل در تن فسرده فصیحی بیفسرد
چون اخگری که بر سر خاکستر اوفتد ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴ - شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
گوهر بعدی:شماره ۶۶ - غم عشقت به عالم در نگنجد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.