خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، تجلی زیبایی و جذابیت معشوق را توصیف میکند. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند شب، گلستان، شمع و ابر، احساسات عمیق خود را بیان میکند. او از عشق و شوقی سخن میگوید که بر همه چیز غلبه دارد و حتی حیا را کنار میزند. همچنین، به معجزات الهی و نقش عشق در تبدیل اندوه به شادی اشاره میکند.
متن شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی داشته باشد.
شماره ۶۴ - شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
شب نخل تجلی به گلستان تو بر داد
هر موی مرا ذوق تماشای دگر داد ۱
میخواست حیا بند نهد بر نگهم لیک
شوق آمد و مژگان مرا بال نظر داد ۲
در حسن چه شایسته رسولی که لبت را
صد معجزه یزدان بجز از شق قمر داد ۳
شب دیده به نظاره رخسار تو میرفت
شمع نظری در کف هر لخت جگر داد ۴
از همت عشقست که ما هیچکسان را
صد کشور اندوه به یک آه سحر داد ۵
بی منت این ابر تنک مایه فصیحی
بید چمن ما گل خورشید ثمر داد ۶
هر موی مرا ذوق تماشای دگر داد ۱
میخواست حیا بند نهد بر نگهم لیک
شوق آمد و مژگان مرا بال نظر داد ۲
در حسن چه شایسته رسولی که لبت را
صد معجزه یزدان بجز از شق قمر داد ۳
شب دیده به نظاره رخسار تو میرفت
شمع نظری در کف هر لخت جگر داد ۴
از همت عشقست که ما هیچکسان را
صد کشور اندوه به یک آه سحر داد ۵
بی منت این ابر تنک مایه فصیحی
بید چمن ما گل خورشید ثمر داد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۳ - از عافیت طراوات گلزار کس مباد
گوهر بعدی:شماره ۶۵ - هر قطره خون گرم که از دل در اوفتد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.