خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و درد فراق و هجران سخن میگوید. شاعر از دلهای سوخته در آتش دوری، اشکهای بیپایان در فراق یار، و رنجهای عاشقان میسراید. همچنین اشارهای به شهیدان و نوحهخوانی بر مزار آنان دارد.
متن دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند شهیدان و سوگواری ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۸ - باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
باز دل در موج تبخال از تب حرمان کیست
لخت لختش در خروش از شعله هجران کیست ۱
جان ما خود بال افشان از پی محمل برفت
یارب این مسکین که میسوزد فراقش جان کیست ۲
سرگران گر بر مزار کشتگان بگذشت دوست
بر لب زخم شهیدان نوحه پس قربان کیست ۳
دست ما از دیده در هجران فزون بگریستی
گر بدانستی که مسکین دور از دامان کیست ۴
سالها شد کز فراق ما فصیحی پاک سوخت
این نگاه خونچکان از دیده گریان کیست ۵
لخت لختش در خروش از شعله هجران کیست ۱
جان ما خود بال افشان از پی محمل برفت
یارب این مسکین که میسوزد فراقش جان کیست ۲
سرگران گر بر مزار کشتگان بگذشت دوست
بر لب زخم شهیدان نوحه پس قربان کیست ۳
دست ما از دیده در هجران فزون بگریستی
گر بدانستی که مسکین دور از دامان کیست ۴
سالها شد کز فراق ما فصیحی پاک سوخت
این نگاه خونچکان از دیده گریان کیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۷ - چون شعله ی پرتب است درون و برون ما
گوهر بعدی:شماره ۱۹ - باز دل بر در غم طرح محبت انداخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.