خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از شوق دیدار معشوق سخن میگوید. شاعر با تصاویر زیبایی مانند بهار، باغ، گل و خار، انتظار و دیدار را به تصویر میکشد و از تأثیر حضور معشوق بر طبیعت و دلش میسراید.
مفاهیم عاشقانه و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد و درک کامل آنها نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۷۴۶ - به برگ عیش رسم، گر چو نوبهار آیی
به برگ عیش رسم، گر چو نوبهار آیی
میان باغ شوم، چون تو در کنار آیی ۱
تو آن گلی که بهار از رخ تو می بارد
چرا نهال نگردد چو پیش خار آیی؟ ۲
کند سفیدی چشمم نیابت دم صبح
شبی که سوی من از راه انتظار آیی ۳
هزار خاک نشین، آه می کشد ز پی ات
نمی شود که به این کوچه بی غبار آیی ۴
دلا ز رشته زلفش اگر بداری دست
عجب که یک سر سوزن مرا به کار آیی ۵
میان باغ شوم، چون تو در کنار آیی ۱
تو آن گلی که بهار از رخ تو می بارد
چرا نهال نگردد چو پیش خار آیی؟ ۲
کند سفیدی چشمم نیابت دم صبح
شبی که سوی من از راه انتظار آیی ۳
هزار خاک نشین، آه می کشد ز پی ات
نمی شود که به این کوچه بی غبار آیی ۴
دلا ز رشته زلفش اگر بداری دست
عجب که یک سر سوزن مرا به کار آیی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۴۵ - جوان مردم، ولیکن نه زنی دارم نه فرزندی
گوهر بعدی:شماره ۷۴۷ - گر نشینم، جای می گیرم به پهلوی غمی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.