خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از عشق و نزاکت سخن میگوید و از آمدن معشوق همچون گلبرگ با نسیم صبا یاد میکند. شاعر از زبان بیزبانی میگوید که نمیتواند از معشوق بپرسد شب کجا رفته و اکنون از کجا میآید. همچنین، شاعر از گریه و خندههای بیعلت خود میگوید و آن را به گل و باران تشبیه میکند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۷۳۳ - بس که از روی نزاکت بر ما می آیی
بس که از روی نزاکت بر ما می آیی
همچو گلبرگ، به امداد صبا می آیی ۱
کو زبانی که چو آیی، به تو گویم که ز بزم
شب کجا رفتی و اکنون ز کجا می آیی ۲
گریه آید چو مرا، خنده زنان وجه مپرس
گل نپرسیده ز باران که چرا می آیی ۳
همچو گلبرگ، به امداد صبا می آیی ۱
کو زبانی که چو آیی، به تو گویم که ز بزم
شب کجا رفتی و اکنون ز کجا می آیی ۲
گریه آید چو مرا، خنده زنان وجه مپرس
گل نپرسیده ز باران که چرا می آیی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷۳۲ - دهان غنچه، روی گل، جبین نسترن داری
گوهر بعدی:شماره ۷۳۴ - به ز سر رشته عقل است گر از طره خویش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.