خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از احساس غربت و سرگشتگی سخن میگوید و با استفاده از استعارههایی مانند شمع و سنگ فلاخن، درد بیجرمی و بیپناهی را بیان میکند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی بیشتری نیاز دارد.
شماره ۶۷۲ - شمع است مرا حجت این حرف که بی جرم
شمع است مرا حجت این حرف که بی جرم
سر می رود از پای فشردن به غریبی ۱
سرگشتگی آرد چو وطن، جای گریز است
بیجا ندود سنگ فلاخن به غریبی ۲
سر می رود از پای فشردن به غریبی ۱
سرگشتگی آرد چو وطن، جای گریز است
بیجا ندود سنگ فلاخن به غریبی ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۷۱ - چه لذت وجود مرا از جوانی؟
گوهر بعدی:شماره ۶۷۳ - چشم پرخون و نگردید دل ما خالی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.