خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عارفانه، با استفاده از تصاویر زیبا و استعاری مانند میخانه، شراب غمزه، زلف سیاه و پروانه، به بیان احساسات شاعرانه و عاشقانه میپردازد. شاعر از عشق و زیبایی معشوق سخن میگوید و از دیوانگی و ویرانی ناشی از عشق نیز یاد میکند.
مفاهیم عمیق عاشقانه و عارفانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند دیوانگی و ویرانی نیاز به بلوغ فکری برای درک دارند.
شماره ۶۶۷ - ای گشوده چشمت از هر سو در میخانه ای
ای گشوده چشمت از هر سو در میخانه ای
وز شراب غمزه ات پر گشته هر پیمانه ای ۱
گر خرابی ره نیابد در غم آباد جهان
از کجا آید به کف، دیوانه را ویرانه ای ۲
نیست در زلف سیاهش، گرم جولان شانه ای
خویش را بر دود شمعی می زند پروانه ای ۳
وز شراب غمزه ات پر گشته هر پیمانه ای ۱
گر خرابی ره نیابد در غم آباد جهان
از کجا آید به کف، دیوانه را ویرانه ای ۲
نیست در زلف سیاهش، گرم جولان شانه ای
خویش را بر دود شمعی می زند پروانه ای ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۶۶ - از کوه چون بزرگان، فیضی نمی تراود
گوهر بعدی:شماره ۶۶۸ - داغ رشک باغبان کهنه اش گل می کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.