خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس ناتوانی و ستمی که بر او رفته است سخن میگوید. او خود را مانند خاکی میبیند که زیر لگدهای ستم له شده و مانند زمینی است که زیر پای آسمان افتاده. شاعر از گستردگی ستم در دنیایی که به نظر محدود و تنگ میآید، متحیر است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی مانند ستم و ناعدالتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و تجربه بیشتری دارد.
شماره ۵۹۰ - می رود بر باد، خاکم از لگدکوب ستم
می رود بر باد، خاکم از لگدکوب ستم
چون زمین افتاده ام در زیر پای آسمان ۱
حیرتی دارد دلم کآخر چه سان گنجیده است
وسعت آباد ستم، در تنگنای آسمان ۲
چون زمین افتاده ام در زیر پای آسمان ۱
حیرتی دارد دلم کآخر چه سان گنجیده است
وسعت آباد ستم، در تنگنای آسمان ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۹ - دو بوس از لب لعل جانان گرفتن
گوهر بعدی:شماره ۵۹۱ - بر سر خوان امید، قحط دم آب شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.