خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر به یاد روزهایی میافتد که عشق و نشاط در زندگیاش جریان داشت، از اشک و آه برای معشوق سخن میگوید و از روزگاری یاد میکند که برای دفع غم، سپاهی از مینا و جام داشت. سپس از تغییر روزگار و از دست دادن آن سعادت مینالد و از ستارهای سخن میگوید که زمانی باعث سعادت او بود.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و اشاره به میگساری است که برای مخاطبان نوجوان و بزرگسال مناسبتر است.
شماره ۵۷۴ - یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم
یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم
بهر پای انداز جانان، اشک و آهی داشتیم ۱
در نشاط آباد قسمت، از صف مینا و جام
بهر دفع غم، ز هر جانب سپاهی داشتیم ۲
آن سعادت را چه پیش آمد، که در صحن چمن
گل ز سر می رست اگر پا بر گیاهی داشتیم ۳
یارب آن اختر چه شد، کز دولت تاثیر او
چون فلک در برج قصر خویش، ماهی داشتیم ۴
بهر پای انداز جانان، اشک و آهی داشتیم ۱
در نشاط آباد قسمت، از صف مینا و جام
بهر دفع غم، ز هر جانب سپاهی داشتیم ۲
آن سعادت را چه پیش آمد، که در صحن چمن
گل ز سر می رست اگر پا بر گیاهی داشتیم ۳
یارب آن اختر چه شد، کز دولت تاثیر او
چون فلک در برج قصر خویش، ماهی داشتیم ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۳ - در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۵ - کار اگر چنین باشد، مزد کار ما معلوم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.