خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از رنجهای عاطفی و ناامیدی خود سخن میگوید، از بیوفایی و ستم معشوق شکایت دارد و از غم و اندوه شبانه و بیعدالتی روزگار مینالد. او احساس میکند که حتی با نابودی جهان نیز آرامش نخواهد یافت.
متن حاوی مضامین عاطفی عمیق، ناامیدی و اندوه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این اشعار نیاز به بلوغ عاطفی و شناخت ادبیات کلاسیک دارد.
شماره ۵۷۳ - در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم
در وفا، انکار آن شوخ ستمگر می کنم
آنچه از بی رحمی اش گویند، باور می کنم ۱
چرخ می خندد ز روی شادمانی تا سحر
شام غم چون گریه از بیداد اختر می کنم ۲
دل تسلی نیست در ماتمسرای فوت وقت
گر دو عالم خاک را یکبار بر سر می کنم ۳
آنچه از بی رحمی اش گویند، باور می کنم ۱
چرخ می خندد ز روی شادمانی تا سحر
شام غم چون گریه از بیداد اختر می کنم ۲
دل تسلی نیست در ماتمسرای فوت وقت
گر دو عالم خاک را یکبار بر سر می کنم ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷۲ - خوش آنکه موج زن وصل آن نگار شوم
گوهر بعدی:شماره ۵۷۴ - یاد ایامی که ما هم دستگاهی داشتیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.