خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از سرنوشت و روزیِ ناچیزی که به او رسیده شکایت می‌کند و بیان می‌کند که حتی امیدهای کوچکش نیز برآورده نشده‌اند.

محتوا شامل مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن‌ها نیاز به بلوغ فکری دارد. همچنین، لحن شعر حاکی از ناامیدی و یأس است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین باشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۹ - بس که رزق ما طفیلی شد ز دیوان قضا

بس که رزق ما طفیلی شد ز دیوان قضا
داشت حکم میزبان، گر میهمانی داشتیم ۱

چرخ دون همت، به هفتاد و دو تن آبی نداد
ما تن تنها، به او امید نانی داشتیم ۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۸ - برآرد اشکها رنگ کبوترهای صحرایی
گوهر بعدی:شماره ۵۷۰ - جز من که داده مادر دهرم ز غصه شیر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.