خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر از پیری و ناتوانی‌های ناشی از آن شکایت می‌کند و احساس می‌کند که حتی صد جوان هم نمی‌توانند او را یاری کنند. همچنین، خود را آزاده نمی‌خواند، زیرا معتقد است که تقدیر او را به اسارت گرفته است.

متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و احساسی مربوط به پیری و تقدیر است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد.

مشاهده کامل

شماره ۵۶۷ - از بس ز پا فتاده ایام پیری ام

از بس ز پا فتاده ایام پیری ام
ناید ز صد جوان، سر مو دستگیری ام ۱

آزاده ام مخوان، که ز ملک عدم، قضا
آورده در وجود به طرز اسیری ام ۲
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۶۶ - سایه ام از تیره روزی، لیک در ایوان چرخ
گوهر بعدی:شماره ۵۶۸ - برآرد اشکها رنگ کبوترهای صحرایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.