خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و هوس به معشوقهای درخشان سخن میگوید و بیان میکند که تمام عمرش را مانند یک نفس صرف این عشق کرده است. سپس از ترس صیاد بیپروا در گلستان زندگی، خود را در قفس محدود کرده است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوع محدودیت و ترس نیاز به درک بالاتری از زندگی و تجربیات انسانی دارد.
شماره ۵۳۰ - گرفته جان به کف، آن مهرتابان را هوس کردم
گرفته جان به کف، آن مهرتابان را هوس کردم
تمام عمر را چون صبح، صرف یک نفس کردم ۱
ز بی پروایی صیاد ترسیدم درین گلشن
پریدم از کمین، خود را گرفتم در قفس کردم! ۲
تمام عمر را چون صبح، صرف یک نفس کردم ۱
ز بی پروایی صیاد ترسیدم درین گلشن
پریدم از کمین، خود را گرفتم در قفس کردم! ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۲۹ - بر سر خود جای می دادند ما را دلبران
گوهر بعدی:شماره ۵۳۱ - بس که در هر سخنم صد غلط آید به زبان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.