خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و فداکاری در راه معشوق سخن میگوید. او خود را مانند شمعی توصیف میکند که تمام وجودش را در راه دیدن معشوق فدا کرده و دیگر چیزی از او باقی نمانده است. همچنین، از ناپایداری و زودگذر بودن احساسات و شرایط انسانی مانند آب که در میان راه تمام میشود، یاد میکند.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند شمع و آب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۵۰۵ - نماند خون دل و کار عشق در پیش است
نماند خون دل و کار عشق در پیش است
چنان که آب شود در میان راه تمام ۱
ز بس شدم همه تن صرف دیدنش چون شمع
نماند یک سر مویم چو شد نگاه تمام ۲
چنان که آب شود در میان راه تمام ۱
ز بس شدم همه تن صرف دیدنش چون شمع
نماند یک سر مویم چو شد نگاه تمام ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۰۴ - گل و می از لب و رخساره اش می ریخت هرجانب
گوهر بعدی:شماره ۵۰۶ - آنچه حاصل شد ز کشت همتم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.