این متن از دو بیت شعر تشکیل شده است که در آنها از استعارههای مختلفی مانند «ساغر سرشار خشک»، «گلوی شیشه»، و «دیوار خشک» برای بیان ناامیدی و خشکی روح استفاده شده است. در بیت دوم، به ناسازگاری میان تردامن (کسی که دامنش تر است، احتمالاً عاشق یا شاد) و زاهد (کسی که خشک و عبوس است) اشاره میشود و تأکید میکند که این دو با هم جور درنمیآیند، همانطور که گل بر دیوار خشک نمیروید.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و لحن غمگین متن، آن را برای سنین بالاتر مناسبتر میکند.
شماره ۴۷۶ - در کف امید ما شد ساغر سرشار خشک
شد گلوی شیشه ما چون لب بیمار خشک ۱
صحبت تردامن و زاهد نمی چسبد به هم
گل نمی گیرد به خود، هرگه بود دیوار خشک ۲
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.