خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر عاشقانه، از زیبایی و جذابیت معشوق خود سخن میگوید و بیان میکند که هر بخشی از وجود معشوق برایش دلنشین و خوشایند است. او آرزو میکند که ای کاش از خلق و خوی معشوق نیز خوشنود میشد و در پایان از خدا میخواهد که دل معشوق نیز مانند دل خودش که از همنشینی با او خوشحال شده، شاد باشد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی است که درک کامل آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۴۴۷ - دلم از روی تو خوش، خاطرم از موی تو خوش
دلم از روی تو خوش، خاطرم از موی تو خوش
وه چه خوش بودی اگر می شدم از خوی تو خوش ۱
هر بتی را دو سه چیزی ز سراپای خوش است
بود از ناخن پا، تا سر گیسوی تو خوش ۲
یارب ای ماه خوش اندام، دلت خوش باشد
که دل ناخوش ما گشت ز پهلوی تو خوش ۳
وه چه خوش بودی اگر می شدم از خوی تو خوش ۱
هر بتی را دو سه چیزی ز سراپای خوش است
بود از ناخن پا، تا سر گیسوی تو خوش ۲
یارب ای ماه خوش اندام، دلت خوش باشد
که دل ناخوش ما گشت ز پهلوی تو خوش ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۶ - شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
گوهر بعدی:شماره ۴۴۸ - یار میان باز کرد، رو به کناری نشین
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.