خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شب در آغوش نظر بود و شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند پیرهن بافته از تار نگه، لب خشک صدف، و موج صفا، احساسات عمیق و زیباییهای طبیعت را توصیف میکند. این متن ترکیبی از عشق، غربت، و زیباییهای طبیعی است.
متن دارای مفاهیم عمیق شاعرانه و استعارههای پیچیده است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی ادبی نیاز دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند غربت و عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر چالشبرانگیز باشد.
شماره ۴۴۶ - شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
شب در آغوش نظر بود سراپای تنش
پیرهن بافتم از تار نگه بر بدنش ۱
کربلایی ست لب خشک صدف را غربت
گوشمال عجبی داد جلای وطنش ۲
می کند باد صبا اطلس گل پای انداز
صوت بلبل چو کند مایل سیر چمنش ۳
می زند موج صفا بس که ز هر سو بدنش
بهتر از خانه آیینه بود پیرهنش ۴
پیرهن بافتم از تار نگه بر بدنش ۱
کربلایی ست لب خشک صدف را غربت
گوشمال عجبی داد جلای وطنش ۲
می کند باد صبا اطلس گل پای انداز
صوت بلبل چو کند مایل سیر چمنش ۳
می زند موج صفا بس که ز هر سو بدنش
بهتر از خانه آیینه بود پیرهنش ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۵ - تا به کی باشی گرفتار امید؟
گوهر بعدی:شماره ۴۴۷ - دلم از روی تو خوش، خاطرم از موی تو خوش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.