خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از ناتوانی خود در بیان احساساتش میگوید و خود را به سیاهی تشبیه میکند که بارها امتحان شده است. همچنین، از تقدیر خود که مانند ابر است و در باغ دنیا با دل افسرده به فغان مشغول شده، سخن میگوید.
متن دارای مضامین عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، لحن اندوهناک و استفاده از استعارههای پیچیده، مناسب مخاطبان با درک ادبی بالاتر است.
شماره ۴۰۱ - یکقلم از من نیاید رو سفیدی در وجود
یکقلم از من نیاید رو سفیدی در وجود
چون سیاهی،گر دو صد ره امتحانم کرده اند ۱
شیوه ابر است طغرا قسمتم در باغ دهر
با دل افسرده، سرگرم فغانم کرده اند ۲
چون سیاهی،گر دو صد ره امتحانم کرده اند ۱
شیوه ابر است طغرا قسمتم در باغ دهر
با دل افسرده، سرگرم فغانم کرده اند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۰ - بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد
گوهر بعدی:شماره ۴۰۲ - هر کجا من پیاده می گردم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.