خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از دردهای عاشقانه و تهیدستی خود میگوید. او از زلف معشوق که مانند هندوانهای ثروتآور است یاد میکند، اما فالهای پیدرپی او را پریشان میسازد. همچنین، از بدبیاریهایش شکایت دارد که مانند سایه او را رها نمیکنند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند تهیدستی و بدبیاری نیاز به سطحی از بلوغ ذهنی دارد.
شماره ۳۹۹ - نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی
نخندد چون دلم بر شانه، کز راه تهیدستی
به هندستان زلفت از برای مال می آید ۱
اگر چون سنبلت صدبار فال از شانه می گیرم
پریشانی به چندین رنگ در هر فال می آید ۲
نمی دانم کجا بگریزم از دست سیه بختی
که هر جا می روم، چون سایه از دنبال می آید ۳
به هندستان زلفت از برای مال می آید ۱
اگر چون سنبلت صدبار فال از شانه می گیرم
پریشانی به چندین رنگ در هر فال می آید ۲
نمی دانم کجا بگریزم از دست سیه بختی
که هر جا می روم، چون سایه از دنبال می آید ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۸ - دندان ستم بر همه تیز است فلک را
گوهر بعدی:شماره ۴۰۰ - بی توام در سیر گل، تن با خزان همدرد شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.