خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا بیانگر غم غربت و دوری از وطن است. شاعر از درد دوری از خانه و آشنایان میگوید و از اینکه غریبهها به جای آشنایان به او کمک میکنند، احساس شرم و اندوه دارد. او وضعیت خود را مانند حبابی میداند که از همهجا جدا شده و راه خانه را بسته است.
مفاهیم عمیق غم غربت و دوری از وطن ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده مانند 'حباب' و 'مرهم بیگانه' نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
شماره ۳۹۶ - خاک غربت شود اندوه وطن را درمان
خاک غربت شود اندوه وطن را درمان
آشنا زخم چو زد، مرهم بیگانه ببند ۱
آبرو می رود از دست، به آمد شد غیر
چون حباب از همه جانب ره کاشانه ببند ۲
آشنا زخم چو زد، مرهم بیگانه ببند ۱
آبرو می رود از دست، به آمد شد غیر
چون حباب از همه جانب ره کاشانه ببند ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۹۵ - در بزمگاه وصل چو نوبت به ما رسد
گوهر بعدی:شماره ۳۹۷ - پای تا سر چون جرس گوشم، ولی زین کاروان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.