خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از سختیهای راه عشق و زندگی میگوید، جایی که هر قدم با مشکلات و رنجهای فراوان همراه است. او اشاره میکند که در این جهان، عافیت و آرامش کمیاب است و غم ناشی از تنهایی و نبود همراه در راه عشق را بیان میدارد.
متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد. همچنین، اشاره به رنج و غم ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۲۹۲ - مرا قسمت به راهی گشت رهبر
مرا قسمت به راهی گشت رهبر
که صد دریای خون در هر قدم بود ۱
درین خمخانه دیدم ظرفها را
شراب عافیت بسیار کم بود ۲
غم از بی غمگساریها ست در عشق
اگر می بود غمخواری، چه غم بود ۳
که صد دریای خون در هر قدم بود ۱
درین خمخانه دیدم ظرفها را
شراب عافیت بسیار کم بود ۲
غم از بی غمگساریها ست در عشق
اگر می بود غمخواری، چه غم بود ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - خواهم غزلی را که به محبوب توان خواند
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - رسید موسم گل، باده در پیاله کنید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.