خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از سرگشتگی و ناتوانی خود در برابر مشکلات سخن میگوید و از باد صبا، راهنما و دیگران میپرسد که چرا کمکی نمیکنند. او به عجز خود در انجام کارهای ساده اعتراف کرده و از دیوانگی و ناتوانی در تغییر شرایط شکایت میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، لحن حزنانگیز و مضامین سرگشتگی و ناامیدی نیاز به بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۸۱ - زان گل نشان نداد، صبا را چه می شود
زان گل نشان نداد، صبا را چه می شود
سرگشته ایم، راهنما را چه می شود ۱
ما در گشودن مژه خویش عاجزیم
خود واکنی تو بند قبا را چه می شود ۲
دیوانه ایم و نوبر سنگی نمی کنیم
طفلان این دیار، شما را چه می شود! ۳
سرگشته ایم، راهنما را چه می شود ۱
ما در گشودن مژه خویش عاجزیم
خود واکنی تو بند قبا را چه می شود ۲
دیوانه ایم و نوبر سنگی نمی کنیم
طفلان این دیار، شما را چه می شود! ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - دسته دسته بی سبب اشکم به دامن می رود
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - خسرو بی رحم را بنگر که با اظهار عدل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.