خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد عشق و رازداری سخن میگوید. او از زلف یار به عنوان شنوندهای که راز دلش را میداند یاد میکند و از سوختنش به دلیل افشای راز توسط آشنا به بیگانه مینالد. همچنین، به شیخ جام و رازداری او اشاره میکند و از بیان اسرار نهفته در دل توسط لب پیمانه سخن میگوید.
متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات کلاسیک دارد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم باشد.
شماره ۲۳۹ - مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
مو به مو حال دلم را زلف او با شانه گفت
سوختم کز آشنا حرفی به آن بیگانه گفت ۱
بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دل
آنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت ۲
سوختم کز آشنا حرفی به آن بیگانه گفت ۱
بود چون آگه به رنگ شیخ جام از راز دل
آنچه مینا داشت در خاطر، لب پیمانه گفت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۳۸ - سفید گشت سرم از شکوفه پیری
گوهر بعدی:شماره ۲۴۰ - پیغمبریم و ملت ما غم کشیدن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.