خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد هجران و بیخبری از یار مینالد و غم جانان را به راه مرگ تشبیه میکند. او اشاره میکند که این رنج تنها مختص به او نیست و دیگران نیز از آن بیخبر نیستند. در پایان، با یادآوری لحظات خوش با معشوق، به دل خود دلداری میدهد.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که با درد و اندوه همراه شده و درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، تشبیه راه غم به مرگ ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
شماره ۱۹۰ - از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
مردیم ز هجران و قضا را خبری نیست ۱
راه غم جانان به ره مرگ شبیه است
طی می شود این جاده و ما را خبری نیست ۲
از بیخبران بود، به هر کس که رسیدیم
تنها نه همین ما و شما را خبری نیست ۳
خوش باش دلا، کامشب ازان دست نگارین
صد بوسه گرفتیم و حنا را خبری نیست ۴
مردیم ز هجران و قضا را خبری نیست ۱
راه غم جانان به ره مرگ شبیه است
طی می شود این جاده و ما را خبری نیست ۲
از بیخبران بود، به هر کس که رسیدیم
تنها نه همین ما و شما را خبری نیست ۳
خوش باش دلا، کامشب ازان دست نگارین
صد بوسه گرفتیم و حنا را خبری نیست ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۹ - طغرا در آخر غزل آورد مطلعی
گوهر بعدی:شماره ۱۹۱ - بر گوش زد نسیمم، صوتی که نیشکر داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.