خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از هنر سخنوری خود (طرز سخندانی) و تأثیر عشق و غم بر زندگیاش سخن میگوید. او با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند «گوشوار طرز سخندانی» و «معمار عشق»، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و احساسی عمیق است که درک آن ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
شماره ۱۸۹ - طغرا در آخر غزل آورد مطلعی
طغرا در آخر غزل آورد مطلعی
کاین گوشوار طرز سخندانی من است ۱
معمار عشق، زنده به ویرانی من است
غم، تازه رو ز دیدن پیشانی من است ۲
کاین گوشوار طرز سخندانی من است ۱
معمار عشق، زنده به ویرانی من است
غم، تازه رو ز دیدن پیشانی من است ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۸ - زلف تو، موج بحر پریشانی من است
گوهر بعدی:شماره ۱۹۰ - از وعده وصل تو وفا را خبری نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.