خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از عشق و امید و ناامیدی سخن میگوید. او از شراب و گلاب به عنوان نمادهایی از لذت و امید استفاده میکند، اما در نهایت به سراب بودن امیدها اشاره میکند. آیینه و خواب نیز به عنوان نمادهایی از انتظار و ناامیدی به کار رفتهاند.
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از نمادهایی مانند شراب نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۱۴۲ - لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
لب تر نکنم ز آب خضر تا می ناب است
چون شیشه، مرا خانه تن وقف شراب است ۱
بی گل، نفسی بلبل ما زنده نماند
در فصل خزان، زنده به امید گلاب است ۲
آیینه که هرگز نگذارد مژه برهم
بی دیدن رخسار تو سرچشمه خواب است ۳
ما را ز جفای ره امید برآورد
خضری که درین بادیه دیدیم، سراب است ۴
چون شیشه، مرا خانه تن وقف شراب است ۱
بی گل، نفسی بلبل ما زنده نماند
در فصل خزان، زنده به امید گلاب است ۲
آیینه که هرگز نگذارد مژه برهم
بی دیدن رخسار تو سرچشمه خواب است ۳
ما را ز جفای ره امید برآورد
خضری که درین بادیه دیدیم، سراب است ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۴۱ - مرگ، مفلس را ز عمر جاودانی بهتراست
گوهر بعدی:شماره ۱۴۳ - گل ندارد تاب دست انداز باد مهرگان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.