خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، غم و اندوه، و زیباییهای طبیعت سخن میگوید. شاعر از مفاهیمی مانند عجز، سایه، دل آزادگان، آینه، اشک، و سرو قد استفاده کرده تا احساسات عمیق خود را بیان کند.
متن دارای مفاهیم عاطفی عمیق و استعارههای پیچیده است که درک آنها ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد. همچنین، برخی از مضامین مانند غم و اندوه ممکن است برای کودکان مناسب نباشد.
شماره ۵۸ - به عجز پای منه، عرض مرد می رود اینجا
به عجز پای منه، عرض مرد می رود اینجا
پی تو سایه به قصد نبرد می رود اینجا ۱
یکی ست در دل آزادگان صفا و کدورت
جلای آینه، همراه گرد می رود اینجا ۲
به بندر غم او، اشک سرخ نیست معطل
هزار قافله رنگ زرد می رود اینجا ۳
کدام سرو قد افکند سایه برسر خاکم؟
که آبروی زمرد، به گرد می رود اینجا ۴
پی تو سایه به قصد نبرد می رود اینجا ۱
یکی ست در دل آزادگان صفا و کدورت
جلای آینه، همراه گرد می رود اینجا ۲
به بندر غم او، اشک سرخ نیست معطل
هزار قافله رنگ زرد می رود اینجا ۳
کدام سرو قد افکند سایه برسر خاکم؟
که آبروی زمرد، به گرد می رود اینجا ۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۷ - ندید مادر ایام، روی شوکت ما
گوهر بعدی:شماره ۵۹ - بس که زان گل در دل ما خار نومیدی شکست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.