خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از درد فراق و نبود معشوق مینالد، از بیوفایی و بیتوجهی او شکایت میکند و آرزو میکند که معشوق حتی برای تسلی دلش هم که شده به او توجه کند. همچنین، شاعر به رغم بیاعتنایی معشوق، همچنان به او عشق میورزد و حتی کشتن عاشقان را گناه میداند، اما میگوید که معشوق حتی از ترک گناه هم برای خدا دریغ میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانهای است که درک آنها نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند گناه و وفا ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۹۵ - زان مژه غیر خدنگ بلا ندهی
زان مژه غیر خدنگ بلا ندهی
دامن غمزه به دست وفا ندهی ۱
وه که نیایی و وعده آمدنی
بهر تسلی خاطر ما ندهی ۲
لاف مصاحبت تو زنم بر غیر
گرچه جواب سلام مرا ندهی ۳
کشتن اهل محبت اگر گنه است
ترک گنه ز برای خدا ندهی ۴
دست من ای غم و دامن تو که ز دست
دامن میلی بیسر و پا ندهی ۵
دامن غمزه به دست وفا ندهی ۱
وه که نیایی و وعده آمدنی
بهر تسلی خاطر ما ندهی ۲
لاف مصاحبت تو زنم بر غیر
گرچه جواب سلام مرا ندهی ۳
کشتن اهل محبت اگر گنه است
ترک گنه ز برای خدا ندهی ۴
دست من ای غم و دامن تو که ز دست
دامن میلی بیسر و پا ندهی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۴ - دلا بیا که برآریم سر به شیدایی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۶ - دل به تو بستم و ترک جفا ندهی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.