خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و غزلگونه، بیانگر احساسات عمیق و درد دلهای شاعر در مورد عشق، انتظار و رنجهای عاطفی است. شاعر از قاصد و نامههای عاشقانه، امید و ناامیدی در عشق، و رنجهای ناشی از دوری و بیوفایی سخن میگوید.
محتوا شامل مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و بیوفایی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۲۹۲ - میرسی قاصد و دل را به تپیدن داری
میرسی قاصد و دل را به تپیدن داری
باز گویا خبر نامه دریدن داری ۱
چون کند غیر سخن، بهر فریب دل من
رو بگردانی و خود را به شنیدن داری ۲
آشکارا طلبی باده و نتوان پرسید
که نهان با که سر باده کشیدن داری ۳
در پیاش ای دل مشتاق ز پا افتادی
وز هجوم طلب امید رسیدن داری ۴
سر انگشت که چون غنچه سوسن کردی
از پشیمانی خون که گزیدن داری؟ ۵
هر زمان شکوه ز افسردگی بزم کنی
تا که را باز خیال طلبیدن داری ۶
یار با غیر ازین رهگذر آید میلی
یک زمان باش، اگر طاقت دیدن داری ۷
باز گویا خبر نامه دریدن داری ۱
چون کند غیر سخن، بهر فریب دل من
رو بگردانی و خود را به شنیدن داری ۲
آشکارا طلبی باده و نتوان پرسید
که نهان با که سر باده کشیدن داری ۳
در پیاش ای دل مشتاق ز پا افتادی
وز هجوم طلب امید رسیدن داری ۴
سر انگشت که چون غنچه سوسن کردی
از پشیمانی خون که گزیدن داری؟ ۵
هر زمان شکوه ز افسردگی بزم کنی
تا که را باز خیال طلبیدن داری ۶
یار با غیر ازین رهگذر آید میلی
یک زمان باش، اگر طاقت دیدن داری ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۱ - آراستی صف مژه، راه که میزنی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۳ - ز عشوه بس که مرا بیقرار خود کردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.