خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از زبان عاشقی است که از نگاه و رفتار معشوق خود به وجد آمده و از احساسات و دردهای عشق خود میگوید. او از جذبههای معشوق، مانند نگاه آتشین و زلف سیاهش سخن میگوید و از رنج انتظار و دلبستگی شکوه میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، برخی از مفاهیم مانند درد عشق و انتظار ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۲۹۱ - آراستی صف مژه، راه که میزنی
آراستی صف مژه، راه که میزنی
لشکر کشیدهای، به سپاه که میزنی ۱
بیهوش کرده حیرتم، ای دیده هر زمان
آتش به من ز ذوق نگاه که میزنی ۲
ای دل ترا زیاده سری افکند ز پا
دست هوس به زلف سیاه که میزنی ۳
هر دم نگاه گرم تو از آه گرم کیست
چندین گره به رشته آه که میزنی ۴
روی تو چشم دیده و صید تو دل شده
تو تیغ کین مرا به گناه که میزنی ۵
با غیر، میلی از ره دیگر گذشت یار
تو چشم انتظار به راه که میزنی ۶
لشکر کشیدهای، به سپاه که میزنی ۱
بیهوش کرده حیرتم، ای دیده هر زمان
آتش به من ز ذوق نگاه که میزنی ۲
ای دل ترا زیاده سری افکند ز پا
دست هوس به زلف سیاه که میزنی ۳
هر دم نگاه گرم تو از آه گرم کیست
چندین گره به رشته آه که میزنی ۴
روی تو چشم دیده و صید تو دل شده
تو تیغ کین مرا به گناه که میزنی ۵
با غیر، میلی از ره دیگر گذشت یار
تو چشم انتظار به راه که میزنی ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۹۰ - به بالین من در تب غم نیایی
گوهر بعدی:شماره ۲۹۲ - میرسی قاصد و دل را به تپیدن داری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.