خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق و فراق میگوید و بیان میکند که معشوق با ظرافت و فریبندگی ظاهر میشود، اما باعث رنج و دلتنگی او میگردد. شاعر از دوری معشوق و بیخبری او شکایت دارد و نگران است که معشوق پس از رفتن، پشیمان بازگردد.
محتوا شامل مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
شماره ۲۸۴ - خلقی به سر ره که خرامان بدر آیی
خلقی به سر ره که خرامان بدر آیی
آید ز فریب تو که پنهان بدر آیی ۱
خواهی که شود دست ز دامان تو کوتاه
کز خانه چو گل بر زده دامان بدر آیی ۲
تا سازیام آزرده، بپرسی خبر غیر
از جذبه عشقم چو شتابان بدر آیی ۳
شب خلق به خواب خوش و من بر سر هر کوی
کز بزم که سرمست و غزلخوان بدر آیی ۴
رفتی که شوی شاد ز جان دادن میلی
من در غم آنم که پشیمان بدر آیی ۵
آید ز فریب تو که پنهان بدر آیی ۱
خواهی که شود دست ز دامان تو کوتاه
کز خانه چو گل بر زده دامان بدر آیی ۲
تا سازیام آزرده، بپرسی خبر غیر
از جذبه عشقم چو شتابان بدر آیی ۳
شب خلق به خواب خوش و من بر سر هر کوی
کز بزم که سرمست و غزلخوان بدر آیی ۴
رفتی که شوی شاد ز جان دادن میلی
من در غم آنم که پشیمان بدر آیی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۳ - خوشا صلحی که شرمآلوده از آزار من باشی
گوهر بعدی:شماره ۲۸۵ - زود از بزم تو برخیزم چو یار من شوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.