خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این اشعار از رنجهای عاشقانه و درد ناشی از نگاه و رفتار معشوق سخن میگوید. او از غمزههای ستمانگیز، تیزی مژهها، و تأثیر نگاه معشوق بر دلش مینالد و احساس نومیدی و کینتوزی را بیان میکند. همچنین، او به زمین عشق و بلایای آن اشاره میکند.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، درد عشق و احساسات عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای ادبی نیاز به درک بالاتری دارد.
شماره ۲۸۱ - قصدم به غمزه ستمانگیز میکنی
قصدم به غمزه ستمانگیز میکنی
هر دم به خون من مژه را تیز میکنی ۱
دل داردم به جان ز تپیدن، عجب خوش است
گر فکر او به غمزه خونریز میکنی ۲
نومیدیام ببین که به کین میدهم قرار
با من چو جنگ مصلحتآمیز میکنی ۳
افسرده چون شوم ز تو، کز یک نگاه گرم
بازار آرزوی مرا تیز میکنی ۴
میلی دمد گیاه بلا از زمین عشق
چون رو درین زمین بلاخیز میکنی ۵
هر دم به خون من مژه را تیز میکنی ۱
دل داردم به جان ز تپیدن، عجب خوش است
گر فکر او به غمزه خونریز میکنی ۲
نومیدیام ببین که به کین میدهم قرار
با من چو جنگ مصلحتآمیز میکنی ۳
افسرده چون شوم ز تو، کز یک نگاه گرم
بازار آرزوی مرا تیز میکنی ۴
میلی دمد گیاه بلا از زمین عشق
چون رو درین زمین بلاخیز میکنی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۸۰ - گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
گوهر بعدی:شماره ۲۸۲ - هرگز نظری سوی من از ناز نکردی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.