خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر نسبت به معشوق و جفاهای او میپردازد. شاعر از نگاه و لبخند معشوق سخن میگوید و خود را به پای او فدا میکند. همچنین، به جنبههای مثبت جفای معشوق اشاره میکند و آن را نعمتی میداند.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۲۸۰ - گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
گشوده لب به حدیث ترحمآمیزی
ربوده دل به نگاه تبسمآمیزی ۱
دان از نگاه غزالان وحشیام نرمید
که گشتهام سگ آهوی مردمآمیزی ۲
به زیر زلف، رخش را عرقفشان بنگر
ببین به ظلمت شب، ماه انجمآمیزی ۳
خوش آنکه در نظر غیر چون سلام کنم
دهی جواب سلام تبسمآمیزی ۴
جفای یار عجب نعمتیست میلی، شکر!
که منعمی ز جفای تنعمآمیزی ۵
ربوده دل به نگاه تبسمآمیزی ۱
دان از نگاه غزالان وحشیام نرمید
که گشتهام سگ آهوی مردمآمیزی ۲
به زیر زلف، رخش را عرقفشان بنگر
ببین به ظلمت شب، ماه انجمآمیزی ۳
خوش آنکه در نظر غیر چون سلام کنم
دهی جواب سلام تبسمآمیزی ۴
جفای یار عجب نعمتیست میلی، شکر!
که منعمی ز جفای تنعمآمیزی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۹ - دلا چنین مگر از منع یار میگذری
گوهر بعدی:شماره ۲۸۱ - قصدم به غمزه ستمانگیز میکنی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.