خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از احساس تنهایی، بیکسی و نگاه دیگران به خود میگوید. او از این که دیگران به جای کمک، فقط نظارهگر رنجهایش هستند، احساس شرم و ناراحتی میکند. همچنین، از فریب و رشک دیگران و کیفیت تلخ زندگی خود سخن میگوید.
مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی در شعر وجود دارد که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند رشک و فریب ممکن است برای سنین پایین سنگین باشد.
شماره ۲۴۱ - بر خویش نهد تهمت غمخوارگی من
بر خویش نهد تهمت غمخوارگی من
تا غیر شود در پی آوارگی من ۱
مشغول به نظاره اویم من رسوا
چندان، که جهانی شده نظّارگی من ۲
خجلتزده گشتیم من و چارهگر از هم
از بس که فرومانده به بیچارگی من ۳
دل جمع ز باز آمدنم کرده مرانم
اندیشه کن از رفتن یکبارگی من ۴
میلی دهد از رشک فریبم به می و جام
تا یافته کیفیت خونخوارگی من ۵
تا غیر شود در پی آوارگی من ۱
مشغول به نظاره اویم من رسوا
چندان، که جهانی شده نظّارگی من ۲
خجلتزده گشتیم من و چارهگر از هم
از بس که فرومانده به بیچارگی من ۳
دل جمع ز باز آمدنم کرده مرانم
اندیشه کن از رفتن یکبارگی من ۴
میلی دهد از رشک فریبم به می و جام
تا یافته کیفیت خونخوارگی من ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - خیال آشنایی چون کند بیگانه خوی من؟
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - جفای یار، چنان برده اعتبار از من
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.