خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از تجربیات خود در مستی و جنون میگوید، که چگونه با رقیبان گرممزاج بود و افسردگان را گرمخون میساخت. او از محبتهای خود در حالت مستی یاد میکند و افسوس میخورد که اگر از تلخیهای بزم آگاه بود، رفتارش متفاوت میشد. در پایان، از حیرت خود در مورد گذشته پراشتیاقش سخن میگوید.
محتوا شامل اشارات به مصرف شراب و حالتهای مستی است که برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب تلقی میشود. همچنین، مضامین عرفانی و عمیق آن برای درک بهتر، به بلوغ فکری نیاز دارد.
شماره ۲۱۹ - دوش مستی را همآغوش جنون میساختم
دوش مستی را همآغوش جنون میساختم
بهر خود اسباب رسوایی فزون میساختم ۱
ز آتش می صحبت ما با رقیبان گرم بود
هر زمان افسردهای را گرمخون میساختم ۲
بس که میدیدم ز مستی گوش بر حرف خودش
هر دم اظهار محبت را فزون میساختم ۳
گر خبر میداشتم از تلخکامیهای بزم
با خمار آلودگیهای برون میساختم ۴
تا شدم افسرده میلی، حیرتی دارم که من
با چنان سوزی تمام عمر چون میساختم ۵
بهر خود اسباب رسوایی فزون میساختم ۱
ز آتش می صحبت ما با رقیبان گرم بود
هر زمان افسردهای را گرمخون میساختم ۲
بس که میدیدم ز مستی گوش بر حرف خودش
هر دم اظهار محبت را فزون میساختم ۳
گر خبر میداشتم از تلخکامیهای بزم
با خمار آلودگیهای برون میساختم ۴
تا شدم افسرده میلی، حیرتی دارم که من
با چنان سوزی تمام عمر چون میساختم ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۸ - ترسم گر از محبّت خویشش خبر کنم
گوهر بعدی:شماره ۲۲۰ - آن رفت که وصلت به دعا میطلبیدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.