خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر با بیان احساسات خود از عشق نافرجام و رنجهای عاطفی میگوید. او از بیرحمی معشوق و دلآزردگی خود سخن میگوید و با تصاویری مانند گیاه پژمرده در خشکسالی، مرگ عاطفی خود را توصیف میکند. در نهایت، شاعر آرزوی بقا برای معشوق دارد، در حالی که خود را در حال نوشیدن جام مرگ میبیند.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، اشاره به مرگ و ناامیدی ممکن است برای سنین پایینتر سنگین باشد.
شماره ۲۱۳ - گرم آمدم سوی تو و افسرده میروم
گرم آمدم سوی تو و افسرده میروم
یعنی که زنده آمدم و مرده میروم ۱
از باغ عشق، من که گیاه محبّتم
در خشکسال تفرقه پژمرده میروم ۲
بیرحمیات اجازت یک مردمی نداد
هر چند یافتی که دل آزرده میروم ۳
خوشدل به بزم او بنشین مدّعی، که من
هر جا غمیست همره خود برده میروم ۴
روز شمار، دست من و دامنت که من
خود را ز اهل بزم تو نشمرده میروم ۵
بادا بقای او، که چو میلی من از جهان
زهر فنا زجام اجل خورده میروم ۶
یعنی که زنده آمدم و مرده میروم ۱
از باغ عشق، من که گیاه محبّتم
در خشکسال تفرقه پژمرده میروم ۲
بیرحمیات اجازت یک مردمی نداد
هر چند یافتی که دل آزرده میروم ۳
خوشدل به بزم او بنشین مدّعی، که من
هر جا غمیست همره خود برده میروم ۴
روز شمار، دست من و دامنت که من
خود را ز اهل بزم تو نشمرده میروم ۵
بادا بقای او، که چو میلی من از جهان
زهر فنا زجام اجل خورده میروم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۱۲ - رفتم کز التفات تو کامی نداشتم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۴ - ز من غافل چو گردد از غرور حسن، بد خویم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.