خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این غزل از عشق نافرجام و رنجهای ناشی از آن سخن میگوید. او از فریبهای معشوق، رقابت با رقیبان، و بیوفایی یار شکایت دارد و به این درک رسیده که تمام رفتارهای معشوق از آغاز تاکنون حسابشده و فریبآمیز بوده است.
محتوا شامل مضامین عاشقانه پیچیده، فریب، و رنجهای عاطفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است برای آنان مناسب نباشد.
شماره ۲۰۹ - ز من در شکوه آن شوخ بلا بودهست، دانستم
ز من در شکوه آن شوخ بلا بودهست، دانستم
رقیبان را سر جنگ از کجا بودهست، دانستم ۱
به مجلس صحبت او با رقیبان گرم بود امشب
به ایشان پیش ازین هم آشنا بودهست، دانستم ۲
در آغاز محبّت چند روزی کز وی آسودم
فریبش مانع جور و جفا بودهست، دانستم ۳
رقیبان در تماشا بودهاند از دور و من غافل
تغافلهای امروز از کجا بودهست، دانستم ۴
نشد تغییر در اطوار آن غیر آشنا پیدا
قبول التماسم از حیا بودهست، دانستم ۵
رقیبان حیلهگر، او ساده دل، من تهمت آلوده
زمن بیگانه تا غایت چرا بودهست، دانستم ۶
به مجلس بازآمد یار بعد از رفتن میلی
ازآن رفتن چه او را مدّعا بودهست، دانستم ۷
رقیبان را سر جنگ از کجا بودهست، دانستم ۱
به مجلس صحبت او با رقیبان گرم بود امشب
به ایشان پیش ازین هم آشنا بودهست، دانستم ۲
در آغاز محبّت چند روزی کز وی آسودم
فریبش مانع جور و جفا بودهست، دانستم ۳
رقیبان در تماشا بودهاند از دور و من غافل
تغافلهای امروز از کجا بودهست، دانستم ۴
نشد تغییر در اطوار آن غیر آشنا پیدا
قبول التماسم از حیا بودهست، دانستم ۵
رقیبان حیلهگر، او ساده دل، من تهمت آلوده
زمن بیگانه تا غایت چرا بودهست، دانستم ۶
به مجلس بازآمد یار بعد از رفتن میلی
ازآن رفتن چه او را مدّعا بودهست، دانستم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۸ - به خون چهره میشویم و میروم
گوهر بعدی:شماره ۲۱۰ - به وقت صلح چو در شکوه پیش یار شدم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.