خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد فراق و جدایی میگوید. او با تصاویری مانند شستن چهره به خون، گریستن مانند ابر، و جستجوی معشوق با صد دیده، احساسات عمیق غم و اندوه خود را بیان میکند. شعر با تمثیلهای طبیعی مانند گل و ابر، حس گذرا بودن زندگی و عشق را منتقل میکند.
این شعر دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'به خون چهره میشویم' و 'مرگ میگویم' ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد.
شماره ۲۰۸ - به خون چهره میشویم و میروم
به خون چهره میشویم و میروم
دعای تو میگویم و میروم ۱
دل من به دنبال و رو درقفا
ره هجر میپویم و میروم ۲
وداع تو ناکرده، هر سو ترا
به صد دیده میجویم و میروم ۳
گرفتم مگر ماتم خویشتن؟
که چون ابر، میمویم و میروم ۴
چو گل چند روزی به صد خون دل
درین باغ میرویم و میروم ۵
ز کوی تو چون میلی از رشک غیر
به خود مرگ میگویم و میروم ۶
دعای تو میگویم و میروم ۱
دل من به دنبال و رو درقفا
ره هجر میپویم و میروم ۲
وداع تو ناکرده، هر سو ترا
به صد دیده میجویم و میروم ۳
گرفتم مگر ماتم خویشتن؟
که چون ابر، میمویم و میروم ۴
چو گل چند روزی به صد خون دل
درین باغ میرویم و میروم ۵
ز کوی تو چون میلی از رشک غیر
به خود مرگ میگویم و میروم ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۷ - حرفی به تو از بیم سخنساز نگویم
گوهر بعدی:شماره ۲۰۹ - ز من در شکوه آن شوخ بلا بودهست، دانستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.