خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از درد عشق و جدایی میگوید و از معشوق میخواهد که با رفتارش او را بیشتر آزار دهد. او از گرمی گذشته و سردی حال شکایت دارد و خواهان انتقام است. همچنین، از محرومیت از لذت دیدار معشوق و سوالات بیپاسخ در ذهنش مینالد. در پایان، شاعر به عظمت معشوق اشاره میکند و آرزوی سرفرازی در پیشگاه او را دارد.
متن حاوی مضامین عاشقانهای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال نامفهوم یا سنگین باشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و احساسات عمیق در شعر، درک آن را برای گروههای سنی پایینتر دشوار میکند.
شماره ۱۹۲ - بیا و تازه خدنگی برین خراب انداز
بیا و تازه خدنگی برین خراب انداز
مرا به خاک و دلم را در اضطراب انداز ۱
دلم که پیشتر از لطف گرم بود، اکنون
به انتقام درو آتش عتاب انداز ۲
مرا ز لذت نظاره تا کنی محروم
به یک سوال در اندیشه جواب انداز ۳
ز بهر دعوی خون، کشتگان چو شمع شوند
بیا و تفرقه در مجمع حساب انداز ۴
بود اگر هوس سرفرازیات میلی
سری به پای شهنشاه کامیاب انداز ۵
مرا به خاک و دلم را در اضطراب انداز ۱
دلم که پیشتر از لطف گرم بود، اکنون
به انتقام درو آتش عتاب انداز ۲
مرا ز لذت نظاره تا کنی محروم
به یک سوال در اندیشه جواب انداز ۳
ز بهر دعوی خون، کشتگان چو شمع شوند
بیا و تفرقه در مجمع حساب انداز ۴
بود اگر هوس سرفرازیات میلی
سری به پای شهنشاه کامیاب انداز ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹۱ - ای چشم تو همچو فتنه خونریز
گوهر بعدی:شماره ۱۹۳ - صحرای دل ز آتش می شد حجاب سوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.