خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از ظلم و ستم سخن میگوید و بیان میکند که چگونه ستمکاران با سخنان و اعمال خود باعث رنج دیگران میشوند. شاعر از درد و رنج خود میگوید و از نام خدا به عنوان تنها پناهگاه یاد میکند. همچنین، او از ترس و نگرانی خود درباره یادآوری دردها توسط دیگران سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عمیق مانند ظلم، رنج، و مرگ است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامناسب باشد. درک این مفاهیم نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۸۴ - با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
اول به زبانش سخن قبل من آید ۱
دست ستمش فتنه بگیرد به شفاعت
چون غمزه او بر سر خون ریختن آید ۲
جز نام تو مشکل که دم پرسش محشر
حرفی به زبان من خونین کفن آید ۳
میسوزم ازین رشک که در حشر به سویت
هر لحظه شهیدی پی خون خواستن آید ۴
از سختی جان کندن میلیش مگویید
ترسم شود آزرده، گرش یاد من آید ۵
اول به زبانش سخن قبل من آید ۱
دست ستمش فتنه بگیرد به شفاعت
چون غمزه او بر سر خون ریختن آید ۲
جز نام تو مشکل که دم پرسش محشر
حرفی به زبان من خونین کفن آید ۳
میسوزم ازین رشک که در حشر به سویت
هر لحظه شهیدی پی خون خواستن آید ۴
از سختی جان کندن میلیش مگویید
ترسم شود آزرده، گرش یاد من آید ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۳ - دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۵ - از جا دلم به جلوه حیرتفزا مبر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.