خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این ابیات از دلآزردگی و اضطراب خود سخن میگوید. او دل خود را به مرغ بسمل تشبیه میکند که گاهی آرام و گاهی در خون و خاک میتپد. از ستمگری پیشآمده پریشان است و میترسد که از کردههایش رنجی کشیده باشد. با آمدن رقیب غمگین یا خوشدل، اضطرابش بیشتر میشود و میترسد که مبادا رقیب از مرگ معشوق خبری شنیده باشد.
متن دارای مضامین عاطفی پیچیده، اضطراب و نگرانیهای عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار بوده و ممکن است مناسب نباشد.
شماره ۱۸۳ - دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
دل من چون مرغ بسمل، دمی آرمیده باشد
که به خاک و خون به راهش، دو سه دم تپیده باشد ۱
ز ستمگری پیشمان شده و در اضطرابم
که ز کردهها مبادا المی کشیده باشد ۲
چو رسد رقیب غمگین، ز پی تسلّی خود
دهم این قرار با خود که ترا ندیده باشد ۳
چو رقیب دید سویم، به دلم فتاد آتش
که به خاطرش مبادا مه من رسیده باشد ۴
چو رسد رقیب خوشدل، شود اضطرابم افزون
که مگر ز مرگ میلی، خبری شنیده باشد ۵
که به خاک و خون به راهش، دو سه دم تپیده باشد ۱
ز ستمگری پیشمان شده و در اضطرابم
که ز کردهها مبادا المی کشیده باشد ۲
چو رسد رقیب غمگین، ز پی تسلّی خود
دهم این قرار با خود که ترا ندیده باشد ۳
چو رقیب دید سویم، به دلم فتاد آتش
که به خاطرش مبادا مه من رسیده باشد ۴
چو رسد رقیب خوشدل، شود اضطرابم افزون
که مگر ز مرگ میلی، خبری شنیده باشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۲ - ره غلط کرده خیالش به دل ریش آمد
گوهر بعدی:شماره ۱۸۴ - با هرکه ستم پیشه من در سخن آید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.