خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق بی‌پاسخ، غرور معشوق، و درد فراق سخن می‌گوید. او از بی‌توجهی معشوق، آوارگی عاشق، و ناکامی در وصال شکایت می‌کند و در نهایت به ناتوانی خرد در برابر دیوانگی عشق اشاره می‌کند.

متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه‌ی احساسی نیاز دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'خونم راه بر قاتل نگیرد' ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر سنگین یا نامفهوم باشد.

مشاهده کامل

شماره ۱۶۷ - سر ره چشم او بر دل نگیرد

سر ره چشم او بر دل نگیرد
که صیاد آهوی بسمل نگیرد ۱

چنان مغرور آن مشکین کمند است
که صید خویش را غافل نگیرد ۲

به این زاری که دل سر در پی اوست
جرس دنباله محمل نگیرد ۳

کسی کو لذت آوارگی یافت
به کوی عافیت منزل نگیرد ۴

حیا راه طلب بر من چنان بست
که خونم راه بر قاتل نگیرد ۵

مگیر ای پندگو بر ما و میلی
که بر دیوانگان عاقل نگیرد ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۶۶ - آن پری چون زلف در پا می‌کشد
گوهر بعدی:شماره ۱۶۸ - در عشق ز جان و تن که گوید؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.