خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از درد و رنج عاطفی سخن میگوید، جایی که شاعر از جفا، غم و بیچارگی شکایت دارد و آرزوی رهایی از این دردها را دارد. او احساس میکند که حتی مرگ نیز از او دوری میکند و دردهای بیدرمان او را آزار میدهند.
متن حاوی مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند مرگ و رنج نیاز به درک بالاتری از زندگی دارد.
شماره ۱۶۶ - آن پری چون زلف در پا میکشد
آن پری چون زلف در پا میکشد
خلق را در دام سودا میکشد ۱
میشوم آسوده گر دست اجل
از دلم تیر جفا وا میکشد ۲
آه کز بیچارگیها مرگ هم
از سر بیمار غم، پا میکشد ۳
دل هم آزاری اگر از دیده دید
انتقام خویش از ما میکشد ۴
وه که میلی را دوا از یاد رفت
بس که درد بیمدوا میکشد ۵
خلق را در دام سودا میکشد ۱
میشوم آسوده گر دست اجل
از دلم تیر جفا وا میکشد ۲
آه کز بیچارگیها مرگ هم
از سر بیمار غم، پا میکشد ۳
دل هم آزاری اگر از دیده دید
انتقام خویش از ما میکشد ۴
وه که میلی را دوا از یاد رفت
بس که درد بیمدوا میکشد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۶۵ - دمی عاشق ندید او را، وگر دید
گوهر بعدی:شماره ۱۶۷ - سر ره چشم او بر دل نگیرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.