خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، شادی و فراغت رندان را با تصاویری از طبیعت و مینوشی توصیف میکند. در آن از عشق، جذبه، و دردهای عاشقانه نیز سخن به میان آمده است.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، اشارههایی به مینوشی دارد که مناسب سنین بالاتر است.
شماره ۱۵۲ - بشارت باد رندان را که ایام فراغ آمد
بشارت باد رندان را که ایام فراغ آمد
صبوحی کرده هر کس با دف و نی سوی باغ آمد ۱
ز هر سو مطربی مانند بلبل در ترنم شد
ز هر سو ساقیی چون لاله با زرین ایاغ آمد ۲
کمال عشق و جذب آرزوی آشنا بنگر
که آن بیگانه تا ویرانه ما بیسراغ آمد ۳
جراحت بیش پا برجا نماند از جوشش خونم
مرا در دست هرگه پنبهای از بهر داغ آمد ۴
شبی کز غیر پنهان آمد و شمع مزارم شد
مرا شد داغ دل، گر بر سر خاکم چراغ آمد ۵
صبوحی کرده هر کس با دف و نی سوی باغ آمد ۱
ز هر سو مطربی مانند بلبل در ترنم شد
ز هر سو ساقیی چون لاله با زرین ایاغ آمد ۲
کمال عشق و جذب آرزوی آشنا بنگر
که آن بیگانه تا ویرانه ما بیسراغ آمد ۳
جراحت بیش پا برجا نماند از جوشش خونم
مرا در دست هرگه پنبهای از بهر داغ آمد ۴
شبی کز غیر پنهان آمد و شمع مزارم شد
مرا شد داغ دل، گر بر سر خاکم چراغ آمد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۱ - تا فاش شود راز دلم، بیخبری چند
گوهر بعدی:شماره ۱۵۳ - دل چون ز پی سلامت افتاد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.