خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حسرت و دلتنگی شاعر نسبت به رابطهای از دست رفته سخن میگوید. شاعر از بیپاسخی معشوق، فراموشی یار، و بدنامی خود و معشوق نزد دیگران شکایت دارد. با این حال، در میان این ناامیدیها، هنوز امید به بازگشت معشوق وجود دارد.
مفاهیم عمیق عاشقانه و استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، موضوعاتی مانند بدنامی و دلتنگی نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۸۶ - حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست
حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست
در نامهٔ تو آنچه نگنجید، نام ماست ۱
با آنکه بست آن گل خود رو لب از جواب
شرمندهٔ رقیب ز ننگ سلام ماست ۲
ای دل ز شکوه بهر خدا رنجهاش مساز
آن آهوی رمیده زمانی که رام ماست ۳
ما را ز بس که یار فراموش کرده است
قاصد در انفعال ز عرض پیام ماست ۴
میلی ز بس که ما و تو بدنام گشتهایم
هر بد که میکنند رقیبان، به نام ماست ۵
در نامهٔ تو آنچه نگنجید، نام ماست ۱
با آنکه بست آن گل خود رو لب از جواب
شرمندهٔ رقیب ز ننگ سلام ماست ۲
ای دل ز شکوه بهر خدا رنجهاش مساز
آن آهوی رمیده زمانی که رام ماست ۳
ما را ز بس که یار فراموش کرده است
قاصد در انفعال ز عرض پیام ماست ۴
میلی ز بس که ما و تو بدنام گشتهایم
هر بد که میکنند رقیبان، به نام ماست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۵ - زپا فتادهام و سر بر آستانه اوست
گوهر بعدی:شماره ۸۷ - نداری غم، دلم گر از تو ناخشنود میگردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.