خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از عشق و وابستگی عمیق خود به معشوق سخن میگوید. او احساس میکند که وجودش در گرو عشق معشوق است و هر حرکتی که میکند، ناخودآگاه به سوی اوست. حتی نشستن و رفتنش نیز تحت تأثیر یاد و خاطره معشوق است. شعر بیانگر حالتی از تسلیم و شیفتگی در برابر عشق است.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، درک زیباییشناسی و ادبی این شعر نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.
شماره ۸۵ - زپا فتادهام و سر بر آستانه اوست
زپا فتادهام و سر بر آستانه اوست
فسانه گشتهام و بر زبان فسانه اوست ۱
گمان آنکه ز عشقم هنوز بیخبر است
مرا زهمرهی بیتکلّفانه اوست ۲
به هر طرف که نمایم عزیمت رفتن
چو نیک در نگرم، رو به سوی خانه اوست ۳
دهد نشستن یار آنچنان ز رفتن یاد
که نانشسته مرا گوش بر بهانه اوست ۴
دمی که دست ندامت به هم زند میلی
شود به ناله تسلی، مگر ترانه اوست؟ ۵
فسانه گشتهام و بر زبان فسانه اوست ۱
گمان آنکه ز عشقم هنوز بیخبر است
مرا زهمرهی بیتکلّفانه اوست ۲
به هر طرف که نمایم عزیمت رفتن
چو نیک در نگرم، رو به سوی خانه اوست ۳
دهد نشستن یار آنچنان ز رفتن یاد
که نانشسته مرا گوش بر بهانه اوست ۴
دمی که دست ندامت به هم زند میلی
شود به ناله تسلی، مگر ترانه اوست؟ ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۸۴ - به خون من چه گواهی دهی ز روی ارادت
گوهر بعدی:شماره ۸۶ - حرفی که از کسی نشنیدی، پیام ماست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.